PDF نسخه کامل رمان مو نارنجی من
نویسنده مریم صدر
ژانر رمان: عاشقانه
تعداد صفحات: 931
دانلود آسان رمان با لینک مستقیم دانلود فایل PDF – آخرین ویرایش سازگار با همه گوشی ها و سیستم های کامپیوتری
خلاصه رمان:
“رایین” صدای گوشیم برای بار پنجم بلند شد. -چیه آرمین؟ +سلامی مجدد جناب… یه وقتی به روی خودت نیاریا… چرا نمیای… زشته بخدا… من به درک مثلا عروسی خواهرته… -آرمین بس کن تورو خدا. اونا روی دیدن منو ندارن. +مهمون دعوتی دومادیها. پاشو بیا دیگه …
قسمتی از رمان مو نارنجی من
“رایین” یک هفته از همخونه شدنم با اون سه تا دیونه میگذشت. در تعجب بودم چرا اونا هیچ کس رو نداشتند؟ نه پدری، نه مادری، نه آشنایی، فقط خودشون بودن و خدای خودشون. گوشیم زنگ خورد و دوباره جنی. -سلام رایین؟ +سلام جنی خوبی؟ -مرسی تو خوبی؟ +ممنون چیزی شده؟ -نه میخواستم حالتو بپرسی کی بر میگردی دلم واست تنگ شده. _معلوم نیست کی بر میگردم تازه یک هفته ست آمدم… یه کم دیگه صحبت کردیم و بعد اون با ناراحتی خداحافظی کرد. پوفی کشیدم. تقریبا با اون سه تا دیونه صمیمی شده بودم. از شرکت که داشتم بیرون میرفتم سیاوش گفت: رایین یه امروز رو بیا
خوش بگذرونیم بریم خونه من فیلم ترسناک خریدم نگاه کنیم. گفتم: فکر کنم دخترا امروز نیستن بریم خونه من. باشهای گفت و پشت من سوار ماشین شد و به سمت خونه راه افتادیم. درو که باز کردم دیدم یکیشون خونس بلند گفتم: يا الله… من آمدم. سریع رفت توی اتاقش و لباس مناسب تنش کرد و بیرون آمد. گفت: سلام. سیاوش از پشت سرم داخل آمد و گفت: سلام. منم سلام کردم و گفتم: خب همدیگه رو که میشناسید! پس احتیاجی به معرفی نیست. -شماها هم خونهاین؟ دختره که تا اون جایی که من فهمیدم اسمش نهال بود. جواب داد. -بله متاسفانه ایشون مدتی رو قراره با ما زندگی کنند. گفتم: سیاوش امروز
مهمونه ما هستش و قراره تا شام بمونه. وارد خونه شدیم، ساعت تقریبا ۷ شب رو نشون میداد. نهال گفت: خواهرام امشب نیستن، یعنی راستش تا دو هفته نیستن، از طرف دانشگاه رفتن اردو. آهانی گفتم و یه کم خوراکی آوردیم، گفتم: ما قراره فیلم ترسناک بینیم تو هم با هامون میبینی؟ بعد با شیطنت نگاهی بهش انداختم و گفتم: یا میترسی؟ با چهره معمولی گفت: هه ترس از چی؟ از یه فیلم که همش گریمه و هیچیش تو واقعیت وجود نداره؟ و بعد خندهای کرد که حس کردم مصنوعیه و برای کم نیاوردن خندیده. گفتم: پس بیا بشین نگاه کنیم. باشهای گفت و روی مبل نشست. دی وی دی رو توی دستگاه گذاشتم و کنارش …